مشخصات مدیر وبلاگ:
امکانات وبلاگ :
|
ایجاد وبلاگ |
آدرس موزیک های تک و آلبوم های جدید:

نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت
dj amirhossein
اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم
dj amirhossein
روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم:بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟من هم با بي حوصلگي نوشتم:بميرد بهتراست براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم.انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زير تخته سنگ جواني را مرده ياف
نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت
جمله ای از حکیمه ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت بگیریم نه این که به هر قیمت زندگی کنیم جمله هایی از حنانه هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است... مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند. وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟
هر کس چرایی زندگی را یافت با هر چگونه ای خواهد ساخت
جمله هایی از حنانه
زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم
جمله هایی از حنانه
دوست داری بگم دوست دارم هر روز صبح با صدای تو بیدار بشم بعد بفهمی با ساعتم بودم دوست داری بگم چرا رفتی بعد بفهمی با برق بودم دوست داری بگم هر جا باشی پیدات می کنم بعد بفهمی با جورابم بودم دوست داری بگم دوست دارم بعد بفهمی ...... نه این دفعه دیگه با خودت بودم
جمله هایی از حنانه
به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي
جمله هایی از حنانه
نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن
جمله هایی از حنانه
دوباره غم بر این دل سایه افکند نهال عمر من از ریشه بر کند شدم بیمار پرستارم غم امد شدم بیمار ملاقاتم تب امد
جمله هایی از حنانه
میشه مثل یه قطره اشك بعضیا رو از چشمت بندازی .... ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشكی رو بگیری كه با رفتن بعضیا از چشمت جاری میشه
جمله هایی از حنانه
داغون عشقم به خدا جايي ندارم که برم از عشق تو خسته شدم ديگه مي خوام رها باشم عشق من تو بودي و تو لايقم نبودي جان من جانان من شايد من لايق نبودم برو ديگه تو از برم تو لايق او هستي اسمي نبر از من ديگه دل منو شکستي از کي بگم از چي بگم دلي واسم نمونده شکسته دل من هستمو چيزي برام نمونده خداحافظي کردي با اين که دل راضي نبود خداحافظت باشد با همه ی بود و نبود حالا که رفتي از پيشم خدا کنه عاشق باشي نه عاشق من ولي عاشق عشقت باشي من نکنم نفرين به تو من اهل نفرين نيس
جمله هایی از حنانه
در تاریکی شب سه شمع رو روشن کردم اولی برای بودنت دومی برای دیدنت و سومی برای بوسیدنت در آخر هر سه رو خاموش کردم برای در آغوش کشیدنت
جمله هایی از حنانه
وقتی دلم برات تنگ می شه ماهی میشم و می رم زیز آب و برات گریه میکنم
حالا فهمیدی چرا آب دریا شوره؟
جمله ای از حکیمه (مدیر وبلاگ: زیباترین جمله)
دیروز در دادگاه دلم مغزم قاضی بود, متهم قلبم بود, جرم من عشقم بود , عشق من یاد تو بود , آیا حق من اعدام بود ؟
جمله ای از حکیمه
کاش بدونی نبودنت, ندیدنت یا واسه همیشه رفتنت دلیل نمی شه واسه از یاد بردنت
جمله ای از حکیمه
احساس قشنگیه وقتی بدونی یکی دوست داره , احساس قشنگیه وقتی بدونی یکی دلش برات تنگ شده اما قشنگترین احساس وقتیه که بدونی یکی هرگز تورو فراموش نمی کنه ...
جمله ای از حکیمه
غروب شد خورشید رفت آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت ناگهان ستاره ای چشمک زد آفتابگردان سرش را پایین انداخت گلها هرگز خیانت نمی کنند...
جمله ای از حکیمه
گاهی آنقدر غرق آرزو می شویم که فراموش می کنیم شاید خود آرزوی کسی باشیم...
جمله ای از ماه منظر
به اندازه گریه گنجشک دوستت دارم شاید این دوست داشتن به نظرت کم بیاد اما یه گنجشک وقتی گریه می کنه میمیره
جمله ای از حنانه
داری میری و من فقط نگاهت می کنم تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم،آخه برا دیدنت همین یه لحظه وقت دارم ولی برای گریه کردن یه عمر وقت دارم
جمله ای از عسل
ای مهربانم وقتی خورشید به پیشواز شب می رود و کوچه از صدای پای آخرین
عابر تهی می شود ، با کوله باری از غم و درد می روم و تو را با تمام خاطرات
دیرین در میان کوچه های شهر تنها می گذارم گریه نکن ... ای باعث شکوفایی
باران . من باید بروم ، تا با غم غریبی خویش ، غم غربت را از جداره های دل
عاشقان بزارم اما بدان بعض خاطرم هر لحظه برای تو می تپد ...
جمله ای از حکیمه
توی این دنیای نامرد یه دختر نابینا بود که یک نامزد داشت دختر نامزدش را خیلی دوست داشت بهش می گفت اگه من 2 تا چشم می داشتم واسه همیشه باهات می موندم یه روز یه نفر پیدا شد که چشماشو داد به دختره. دختره وقتی تونست نامزدشو ببینه دید که اون نابیناست .... بهش گفت دیگه نمی خوامت از پیش من برو پسره وقتی داشت می رفت لبخند تلخی زدو با اشک گفت راستی مواظب چشمای من باش
نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت
بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد
نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت
روياي قصه هاي من با من بمون هميشه
عزيزه لحظه هاي من بدونه تو نميشه
اگه از من تو بپرسي هنوزم عاشقت هستم
من تمومه زندگيم و به چشمهاي تو بستم
عشق من تو
بي تو بدون يعني مردن براي من
دوباره تو
بي تو بدون خيلي سخته براي من
***
چرا اينطور تموم شد.
بي تو مي ميرم چرا رفتي!!
نویسندهfive boy در ساعت موضوع عاشق کسی نشو | لینک ثابت
مي خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند... ستايش کردم ، گفتند خرافات است... عاشق شدم ، گفتند دروغ است... گريستم ، گفتند بهانه است.... خنديدم ، گفتند ديوانه است... دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم .
نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت
لحظه سخته رفتنه
هيچي تو قلب من نبود
نگاه آخرين تو
شعر جنونم رو سرود
از التهاب بي کسي
پناه اوردم به جنون
زندگي زندونه و غم
وقتي نباشه هم زبون
خواستم فراموشت کنم
اما خيالت نميذاشت
به غير ديونه شدن
راهي جلو پام نگذاشت
نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت
از پشت شيشه مي ديدم
دستاش توي دست تو بود
ديگه بهم دروغ نگو
نگو پيشت کسي نبود
نگو ؛ که باور ندارم
حرفاي عاشقونه تو
جمع کن ببر از دل من
اون عشق بچه گونه تو
برات يه بازيچه بودم
تو لحظه هاي بي کسي
گفتي فقط منو داري
دل نميدي به هيچ کسي
اما فراموشت شده
حرفايي که بهم زدي
گفتي به من
عشقه مني
ديدي به من نارو زدي
براي رفتن از پيشت
چقدر هراسونه دلم
مگه ميخواي کجا بري
اينجوري گريونه چشات
اگه نميدوني بدون
دلم شکسته از دلت
نفرين قلب عاشقم
هميشه هست پشت سرت
نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت
متین ترین کلمه : عشق پاک ترین کلمه: وجدانم زشت ترین کلمه: خیانت بدترین کلمه:بی وفایی
۱.زیباترین کلمه: عشق ۲.پر احساس ترین کلمه: محبت ۳.پر معناترین کلمه: نگاه ۴.عالیترین کلمه: دوستی ۵.تلخ ترین کلمه: جدایی ۶.دردناکترین کلمه: خیانت ۷.بدترین کلمه: تمسخر ۸.آشناترین ودوستداشتنی کلمه: ......... قرار نشد همه کلمه ها را من بگم آخری را خودت بگو
نامه ای که هرگزPOST نشد فرستنده: یک عاشق آدرس : قلب کد :POSTI روزهای تنهایی گیرنده: ... آدرس : ... کد POSTI: روزهای فراموشی تقدیم به آنکه آستان مهرش هرگز درآستان قلبم غروب نخواهد کرد . یک شب تمام ستاره های آسمان با من گریه می کنند. یک شب اشکی از چشمی می ریزد. یک شب قلبی می شکند و صدای شکستنش به آسمانها می رود. اما نمی دانم چرا به گوش خدا نمی رسد.من صدای شکسته شدن قلبم را شنیدم . دوست دارم فریاد بکشم. آخربا که بگویم درد این قلب شکسته ام را. آخربا که بگویم قلب من عاشق قلبیست که با صدایی رفت. خدایا به من رحم کن. آنقدر کمرم خم شده که دیگر قدرت ایستادن ندارم با همه این ها خوش باش که شادیت را می خواهم. و آرزو دارم تو را خوش ببینم . محبوبم تو راه زندگیت را انتخاب کردی. تو همیشه با خود می اندیشی که من نفرینم را توشه ی راهت می کنم . اما افسوس نمی دانی من هیچ وقت نه بدیت را خواسته ام و نه گفته ام . خنده ام می گیرد. خند هایی که از گریه غم انگیز تر است. اما فراموش نکن که چشمان من همیشه در کنار این درهای سرد و یخ چشم به راه توست. چشمهای من آن همه اشک را بدرقه ی راهت کرد تا به تو بفهماند که دوستت دارد و تنها از تو بخواهد که نسبت به این چشمها بی محبت نباشی. در این دنیا چشمان من آسمان و ستاره ها را می نگرد فقط به خیال اینکه چشمای تو را میان آنها ببینم و بازهم صبر می کنم تا راهت را انتخاب کنی. برو برو راه زندگیت را دریاب. آنگاه من هم راهم را باز می یابم . ومن می بوسم قلبت را چرا که نمی خواست به دروغ با من باشد. به نام قلم عشق را جاده ای لا یتناهی در ذهنم تصویر کرده ام ... راه دشوار است اما پیمودنیست. می خواهم از ابتدا تا انتهای بی نهایت تسبیح گوی خالق زیبایی هاست باشم...و انگاه که دیده در استان مقدس نگاهت فرو برم. تسبیح گوی دیدگانت تا صبح سپید و تا طلوع امید خواهم بود. مخلوق از خالق خود بخشودگی تیرگی هایش را خواهان است. اگر برایم مجالی باشد (که تیرگی انباشته بر وجود)شده. و من می خواهم آسمان(تو) را به نظاره بنشینم. که ستارگان چشمان مخمور از شراب نگاه من است. تنها دعایم ان بود که ار چرخش قلبم بر امد و بر لوح وجودت نشست. تو را هر جا که هستی بر یاد دارم و از یاد نمی برم. پاینده باشی عشق من ـ حمید
مادر مادر هر چه در کتابهای لغت گشتم ، کلمه ای پیدا ننمودم که بتواند مقام و عزت تو را آن طوری که باید و شاید دربرداشته و بزرگی تو را برساند از این جهت تو را به همان نام مادر خطاب می کنم ، زیرا این کلمه کاخ منزلت و قدرت تو را تا عرش خدای تعالی بالا می برد و به خوبی می تواند معرف وجود و شخصیت تو باشد. تو آن گوهر یکدانه هستی که خداوند به افراد بشر می بخشد و زمان دیگر پس می گیرد ، آن گاه که بخشید زمین و آسمان را عطا کرده و وقتی که بازگرفت زندگی و هستی را از کف ربوده است در تمام دنیا هیچ چیز به عزیزی مادر نمی رسد حتی جان هم نخواهد توانست مانند او گرامی و محبوب باشد . زمانی که می اندیشم ذرات وجودم همگی بر روی هم در اثر رنج ها و زحمات شبانه روزی تو پرورش یافته دلم می لرزد که مبادا نتوانم یکی از میلیون ها حقی را که برگردن من داری ادا نموده کوچکترین وظیفه خویش را بتوانم انجام دهم . در جهان عشق محبت های گوناگون وجود دارد که هر کدام آتش است تا دل وجان را تابان و فروزان سازد ولیکن هیچ کدام به پاکی و صفای مهر تو نمی رسد ، عشق و محبتی که در قلب تو وجود دارد لطف خدائی است و از قید و بند همه آلایشها پاک است . مادر بگذار تورا بعد از خدای بزرگ پروردگار خویش بنامم و چنان در پیشگاهت افتم که چشمانم پای تو گردد. اگر فردای روزگار تو را از من بگیرد بخاطر از دست دادن همچون توئی تا زنده ام اشک می ریزم و لباس سیاه می پوشم . دیگر ابدا لبانم را خنده نمی گشاید و اگر وجود من به خودم تعلق داشت پس از تو زندگی را نمی خواستم و به آسانی از خویشتن می گذشتم ولی که احتیاج ...و اصول اخلاقی به من چنین اجازه ای را نمی دهد می باید زنده باشم تا وظیفه ای را که در مقابل جامعه خویش دارم ادا نمایم . مادر اگر من پیش از تو بمیرم چنان شادمان خواهم بود که سر از پا نمی شناسم زیرا در آن جهان در آرامش ابدیت ، در صفا و طراوت بهشت در میان جلوه انوار ایزدی تو را خواهم دید و زمانی که رخت از این جهان بستی برای همیشه در آسمانها در کنار هم به سر خواهیم برد! می دانم که در مرگ من خواهی گریست ولی بدان با مرگ انسان به کمال می رسد و تو در زندگیت مرا چنان پرورش دادی که به آسانی به هدف اصلی بشریت یعنی جمال و کمال رسیده ام ... مادر تو آنقدر فداکار مهربانی که برای آسایش و موفقیت فرزندت از بذل جان هم دریغ نداری بگو چگونه می توانم از این همه لطف و خوبی تو سپاسگزاری کنم . بوی گندم ماله من هر چی که دارم واسه تو یه وجب خاک ماله من هر چی می کارم واسه تو رضا
جذاب ترین کلمه :اشنایی![]()
تلخ ترین کلمه :جدایی![]()
سخت ترین کلمه:تنهایی![]()
![]()
۸تا جمله کوتاه و پند آموز
نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
تو که می خوای بری غیر مستقیم, برو ولی یه درصد هم فکر نکن غیدتو زدیم, خواستی دلمو ببری, بردی خداییشم, تنها بدیه عشق اینه: عاشقا جدا می شن, ازت ممنونم اگه واسم دل می سوزونی تو, آره ممنونم اگه هنوزم به فکرمی تو, بگو اندازه من کی می خوره غم تو, راستی-راستی نمی خوای بیام به دیدن تو ؟
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
_ _ _ _ _ _ _ _ _