تبليغاتX
 Silent The Death Love five ice boy

Silent The Death Love five ice boy

تمام خاطراتمون اشکای چشمای منه

نرو



روياي قصه هاي من با من بمون هميشه


عزيزه لحظه هاي من بدونه تو نميشه


اگه از من تو بپرسي هنوزم عاشقت هستم


من تمومه زندگيم و به چشمهاي تو بستم


عشق من تو


بي تو بدون يعني مردن براي من


دوباره تو


بي تو بدون خيلي سخته براي من


***


چرا اينطور تموم شد.


بي تو مي ميرم چرا رفتي!!


 

نویسندهfive boy در ساعت موضوع عاشق کسی نشو | لینک ثابت


love

مي خواستم زندگي کنم ، راهم را بستند... ستايش کردم ، گفتند خرافات است... عاشق شدم ، گفتند دروغ است... گريستم ، گفتند بهانه است.... خنديدم ، گفتند ديوانه است... دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم .




 

نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت


لحظه آخر



لحظه سخته رفتنه
هيچي تو قلب من نبود
نگاه آخرين تو
شعر جنونم رو سرود
از التهاب بي کسي
پناه اوردم به جنون
زندگي زندونه و غم
وقتي نباشه هم زبون
خواستم فراموشت کنم
اما خيالت نميذاشت
به غير ديونه شدن
راهي جلو پام نگذاشت 


 

نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت


دردودل


 


از پشت شيشه مي ديدم
دستاش توي دست تو بود
ديگه بهم دروغ نگو
نگو پيشت کسي نبود
نگو ؛ که باور ندارم

حرفاي عاشقونه تو
جمع کن ببر از دل من
اون عشق بچه گونه تو
برات يه بازيچه بودم

تو لحظه هاي بي کسي
گفتي فقط منو داري

دل نميدي به هيچ کسي
اما فراموشت شده
حرفايي که بهم زدي
گفتي به من
عشقه مني

ديدي به من نارو زدي
براي رفتن از پيشت
چقدر هراسونه دلم
مگه ميخواي کجا بري
اينجوري گريونه چشات
اگه نميدوني بدون
دلم شکسته از دلت
نفرين قلب عاشقم

هميشه هست پشت سرت


 

نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت


حس عاشقی

متین ترین کلمه : عشق                      جذاب ترین کلمه :اشنایی

پاک ترین کلمه: وجدانم                       تلخ ترین کلمه :جدایی

زشت ترین کلمه: خیانت                        سخت ترین کلمه:تنهایی

                                     بدترین کلمه:بی وفایی



۸تا جمله کوتاه و پند آموز        

۱.زیباترین کلمه: عشق

۲.پر احساس ترین کلمه: محبت

۳.پر معناترین کلمه: نگاه

۴.عالیترین کلمه: دوستی

۵.تلخ ترین کلمه: جدایی

۶.دردناکترین کلمه: خیانت

۷.بدترین کلمه: تمسخر

۸.آشناترین ودوستداشتنی کلمه: .........

قرار نشد همه کلمه ها را من بگم آخری را خودت بگو


نامه ای که هرگزPOST نشد 

 

فرستنده: یک عاشق     آدرس : قلب      کد :POSTI روزهای تنهایی

 

گیرنده: ...               آدرس : ...        کد POSTI: روزهای فراموشی

 

تقدیم به آنکه آستان مهرش هرگز درآستان قلبم غروب نخواهد کرد . یک شب تمام ستاره های آسمان  با من گریه می کنند. یک شب اشکی از چشمی می ریزد. یک شب قلبی می شکند و صدای شکستنش به آسمانها می رود.

اما نمی دانم چرا به گوش خدا نمی رسد.من صدای شکسته شدن قلبم را شنیدم .

دوست دارم فریاد بکشم. آخربا که بگویم درد این قلب شکسته ام را. آخربا که بگویم قلب من عاشق قلبیست که با صدایی رفت. خدایا به من رحم کن. آنقدر کمرم خم شده که دیگر قدرت ایستادن ندارم با همه این ها خوش باش که شادیت را می خواهم. و آرزو دارم تو را خوش ببینم . محبوبم تو راه زندگیت را انتخاب کردی.

تو همیشه با خود می اندیشی که من نفرینم را توشه ی راهت می کنم . اما افسوس نمی دانی من هیچ وقت نه بدیت را خواسته ام و نه گفته ام . خنده ام می گیرد. خند هایی که از گریه غم انگیز تر است. اما فراموش نکن که چشمان من همیشه در کنار این درهای سرد و یخ  چشم به راه توست. چشمهای من آن همه اشک را بدرقه ی راهت کرد تا به تو بفهماند که دوستت دارد و تنها از تو بخواهد که نسبت به این چشمها بی محبت نباشی. در این دنیا چشمان من آسمان و ستاره ها را می نگرد فقط به خیال اینکه چشمای تو را میان آنها ببینم و بازهم صبر می کنم تا راهت را انتخاب کنی.

برو برو راه زندگیت را دریاب. آنگاه من هم راهم را باز می یابم . ومن می بوسم قلبت را چرا که نمی خواست به دروغ  با من باشد.

به نام قلم

عشق را جاده ای لا یتناهی در ذهنم تصویر کرده ام ... راه دشوار است اما پیمودنیست. می خواهم از ابتدا تا انتهای بی نهایت تسبیح گوی خالق زیبایی هاست باشم...و انگاه که دیده در استان مقدس نگاهت فرو برم. تسبیح گوی دیدگانت تا صبح سپید و تا طلوع امید خواهم بود. مخلوق از خالق خود بخشودگی تیرگی هایش را خواهان است.

اگر برایم مجالی باشد (که تیرگی انباشته بر وجود)شده. و من می خواهم آسمان(تو) را به نظاره بنشینم. که ستارگان چشمان مخمور از شراب نگاه من است.

تنها دعایم ان بود که ار چرخش قلبم بر امد و بر لوح وجودت نشست. تو را هر جا که هستی بر یاد دارم و از یاد نمی برم.

                                                                                                      پاینده باشی عشق من ـ حمید


مادر

مادر هر چه در کتابهای لغت گشتم ، کلمه ای پیدا ننمودم که بتواند مقام و عزت تو را آن طوری که باید و شاید دربرداشته و بزرگی تو را برساند از این جهت تو را به همان نام مادر خطاب می کنم ، زیرا این کلمه کاخ منزلت و قدرت تو را تا عرش خدای تعالی بالا می برد و به خوبی می تواند معرف وجود و شخصیت تو باشد.

تو آن گوهر یکدانه هستی که خداوند به افراد بشر می بخشد و زمان دیگر پس می گیرد ، آن گاه که بخشید زمین و آسمان را عطا کرده و وقتی که بازگرفت زندگی و هستی را از کف ربوده است در تمام دنیا هیچ چیز به عزیزی مادر نمی رسد حتی جان هم نخواهد توانست مانند او گرامی و محبوب باشد .

زمانی که می اندیشم ذرات وجودم همگی بر روی هم در اثر رنج ها و زحمات شبانه روزی تو پرورش یافته دلم می لرزد که مبادا نتوانم یکی از میلیون ها حقی را که برگردن من داری ادا نموده کوچکترین وظیفه خویش را بتوانم انجام دهم .

در جهان عشق محبت های گوناگون وجود دارد که هر کدام آتش است تا دل وجان را تابان و فروزان سازد ولیکن هیچ کدام به پاکی و صفای مهر تو نمی رسد ، عشق و محبتی که در قلب تو وجود دارد لطف خدائی است و از قید و بند همه آلایشها پاک است .

مادر بگذار تورا بعد از خدای بزرگ پروردگار خویش بنامم و چنان در پیشگاهت افتم که چشمانم پای تو گردد.

اگر فردای روزگار تو را از من بگیرد بخاطر از دست دادن همچون توئی تا زنده ام اشک می ریزم و لباس سیاه می پوشم . دیگر ابدا لبانم را خنده نمی گشاید و اگر وجود من به خودم تعلق داشت پس از تو زندگی را نمی خواستم و به آسانی از خویشتن می گذشتم ولی که احتیاج ...و اصول اخلاقی به من چنین اجازه ای را نمی دهد می باید زنده باشم تا وظیفه ای را که در مقابل جامعه خویش دارم ادا نمایم .

مادر اگر من پیش از تو بمیرم چنان شادمان خواهم بود که سر از پا نمی شناسم زیرا در آن جهان در آرامش ابدیت ، در صفا و طراوت بهشت در میان جلوه انوار ایزدی تو را خواهم دید و زمانی که رخت از این جهان بستی برای همیشه در آسمانها در کنار هم به سر خواهیم برد!

می دانم که در مرگ من خواهی گریست ولی بدان با مرگ انسان به کمال می رسد و تو در زندگیت مرا چنان پرورش دادی که به آسانی به هدف اصلی بشریت یعنی جمال و کمال رسیده ام ... مادر تو آنقدر فداکار مهربانی که برای آسایش و موفقیت فرزندت از بذل جان هم دریغ نداری بگو چگونه می توانم از این همه لطف و خوبی تو سپاسگزاری کنم .

بوی  گندم  ماله من هر چی که دارم واسه تو  

                            یه وجب خاک ماله من هر چی می کارم واسه تو                                                 

 

رضا


ادامه مطلب

 

نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت


برای ديدن فال خود ابتدا نيت کنيد سپس بر روی يکی از دايره های موجود کليک کنيد تا فال خود را مشاهده کنيد