از پشت شيشه مي ديدم
دستاش توي دست تو بود
ديگه بهم دروغ نگو
نگو پيشت کسي نبود
نگو ؛ که باور ندارم

حرفاي عاشقونه تو
جمع کن ببر از دل من
اون عشق بچه گونه تو
برات يه بازيچه بودم

تو لحظه هاي بي کسي
گفتي فقط منو داري

دل نميدي به هيچ کسي
اما فراموشت شده
حرفايي که بهم زدي
گفتي به من
عشقه مني

ديدي به من نارو زدي
براي رفتن از پيشت
چقدر هراسونه دلم
مگه ميخواي کجا بري
اينجوري گريونه چشات
اگه نميدوني بدون
دلم شکسته از دلت
نفرين قلب عاشقم

هميشه هست پشت سرت


 

نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت