لحظه سخته رفتنه
هيچي تو قلب من نبود
نگاه آخرين تو
شعر جنونم رو سرود
از التهاب بي کسي
پناه اوردم به جنون
زندگي زندونه و غم
وقتي نباشه هم زبون
خواستم فراموشت کنم
اما خيالت نميذاشت
به غير ديونه شدن
راهي جلو پام نگذاشت 


 

نویسندهfive boy در ساعت موضوع | لینک ثابت